اشعار میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

نسخه مناسب چاپ
بسیج مداحان: اشعار میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

به گزارش خبرنگار بسیج مداحان،اشعار میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

سرود میلاد امام مجتبی علیه السلام

مبارکه به کلّ خلقُ الله،ولادت ِ کریم ِ آلُ الله

ماه ِ خدا شد چه خوب و زیبا،از مقدمِت ای امام ِ دلها

سبطُ النّبی یا عزیزَ الزّهرا،ولی ِ خدای ِ منّان

مولا حسن جان حسن جان حسن جان...

قِبلَم روی ِ خدا منظر ِ تو،خود ِ خدا ستایشگر ِ تو

شخص پیمبر به تو می نازد،ساقی ِ کوثر به تو می نازد

زهرای اطهر به تو مینازد

روی تو نمای ِ قرآن

مولا حسن جان حسن جان حسن جان... 

لحظه لحظه به لب دعای تو،آرزومه بشم فدای تو

بر مهر روی تو دل میبازیم،تو انتهایی وَ ما آغازیم

آخر برا تو حرم میسازیم

ولای تو رُکن ِ ایمان

مولا حسن جان حسن جان حسن جان...

*********************************

ولادت کریم اهل بیت علیهم السلام
 

همه به تماشا بشینید،خنده ی مولا رو

رو دست زهرا ببینید،نور دل طاها رو

به نیمه ی ماه خدا مسته دل من

چه با صفاست،خنده ی گلستان به چمن

بوسه زده نبی به روی زیبای حسن...یا مولا

رویای همه حسن جان/مولای همه حسن جان

آقای همه حسن جان/پسر فاطمه حسن جان...

جون ِ ما فدای عشقت...

 

عشق امام ِ حسنه،آبروی قلب ما

تا حرمش پر کشیدن،آرزوی قلب ما

حسن حسن نوای دلای عاشقمون

حسن حسن ذکر لب هر پیر و جوون

حسن حسن ترانه ی اهل آسمون...یا مولا

خیلی خوبه که گدات شم/دلداده ی یک نگات شم

من نوکر نوکرات شم/پسر فاطمه فدات شم

جون ِ ما فدای عشقت...

 

ای قمر ماه خدا،بیا خداییمون کن

به فدای لطف و کرمت،کربلاییمون کن

این دعا بر روی لبامونه دم همه دم

یا حسن ای شاه عنایت و ماه کرم

داریم همه آرزوی دیدار حرم...یا مولا

ای روی تو قرص مهتاب/ای مهر تو گوهر ناب

آقا گداهات و دریاب/مددی به حق ارباب

جون ِ ما فدای عشقت...

*******************************

امام مجتبی(ع)-ولادت

ما سِوی شد سائلِ دستِ کریم

هستی ما هست از هستِ کریم

نیمه ی ماه خدا حس می کنم

بر سر خود گرمی دست کریم

برجمالش ماه هم سجده کُنَد

بسکه نورش هست برجَسته ، کریم

گر درون کوچه ای شد ازدحام

رو به روی خانه بنشسته ، کریم

سیل سائل ها اگر سویش روند

کی شود از بینوا خسته ، کریم؟!

بر درِ بیت الحسن دیدم که هست

حاتم طائی تهیدستِ کریم

فاش گویم بین اسماء خدا

ذکر من گردیده پیوسته : "کریم"

خاک پای آن کسی هستم که هست

خاک پا و واله و مستِ کریم

هفت پشت من تماماً بوده اند

سینه چاک و عبد دربستِ کریم

من که باشم که دم از حیدر زنم

بر علی گردیده دلبسته ، کریم

گر دل ما هست مجنون حسین

این دل ما را گره بسته ، کریم

آخرش آن یار می آید زراه

بعد از آن دارد دو گلدسته کریم

*************************************

امام حسن مجتبی(ع)-مدح

بخشش و جود و کرم در انحصار مجتبی ست

گردش مهر و ملک دور مدار مجتبی ست

خانه اش مهمان سرای مردم بیچاره بود

نان گرم و روی خوش اینها شعار مجتبی ست

در ملائک هیبتی مافوق اسرافیل نیست

او ولی خود بی گمان محو وقار مجتبی ست

هر شب از عرش خدا او میهمان دارد ولی

با جذامی ها نشستن افتخار مجتبی ست

او ولی الله باشد در قیام و در سکوت

افرینش مهره ای در اختیار مجتبی ست

"در حریم حضرت خورشید جای ذره نیست"

افتاب از شرم خود ایینه دار مجتبی ست

صلح او پایه گذار انقلاب عشق بود

در حقیقت کربلا هم یادگار مجتبی ست

مرد میدان جمل پی کرد چشم فتنه را

این فقط یک گوشه ای از اقتدار مجتبی ست

***************************************

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت

ای عشق ببین حال پریشانی ما را

ای شوق نشان آتش حیرانی ما را

ای شور بیاور میِ توفانی ما را

تا صبح ببین ناد علی خوانی ما را

ما مرد شرابیم اگر هست بیارید

ما را به در بیت علی مست بیارید

دیدند همه قبله ی دنیا شدنش را

ذوق علی و گرم تماشا شدنش را

دیدند و ببینید مهیا شدنش را

لبخند علی و شب بابا شدنش را

تنها نه پدر عاشق خندیدن او بود

تا صبح نبی منتظر دیدن او بود

انگار شب قدر مقدر شده امشب

انگار نبی باز پیمبر شده امشب

برخیز زمین گوش زمان کر شده امشب

برخیز و ببین فاطمه مادر شده امشب

یک جلوه ز تصویر خداوند رسیده

امشب پسر شیر خداوند رسیده

بگذار که یعقوب گشاید نظرش را

تا با تو فراموش نماید پسرش را

هیچ است اگر عشق بریده است سرش را

رو کرده خدا با تو تمام هنرش را

لبخند بزن گردش این روز و شب از توست

شیرینی افطار پیمبر رطب از توست

یک چشم بگردان و زمین زیر و زبر کن

یک ناز بفرما همه را خون به جگر کن

بند آمده این راه از آن کوچه گذر کن

ما خاک قدمهات به ما نیز نظر کن

چشمان تو محراب سحرهای حسین اند

قطعا پسران تو پسرهای حسین اند

وای از جلوات جبروتی که تو داری

از شدت نور ملکوتی که تو داری

فریاد از آن اوج سکوتی که تو داری

حق گرم تماشای قنوتی که تو داری

پیش تو ذلیلم به ضریحی که نداری

یک عمر دخیلم به ضریحی که نداری

دور و برتان این همه بیمار اگر هست

یا این همه در شهر بده کار اگر هست

این قدر گدا بر در و دیوار اگر هست

تقصیر که شد این همه سر بار اگر هست

دیدند کرم روی کرم می دهی آقا

ماندیم عجب بوی کرم می دهی آقا

چشم تو سخن از غم و از سر به من گفت

از شمع شدن شعله شدن آب شدن گفت

با لطف تو چشمان من اینگونه سخن گفت

یک چشم حسینی شد و یک چشم حسن گفت

هرچند خدا خواست کرم داشته باشی

انگار بنا نیست حرم داشته باشی

سوزاند اگر غصه ی تو بال و پرم را

سوزاند غم زینبیه هم جگرم را

من نذر نمودم که کنم هدیه سرم را

ای کاش بیارند از آنجا خبرم را

سوگند در سینه غم خواهر تو هست

هستیم سپر تا حرم خواهر تو هست

*************************************

خبرهای تازه